البته همه مطلب این نیست که میخواهم این دفعه بگم. اینی که الان میگم در حد تصور از آب برای تشنه است یا بقول ادبیها سراب. مطلب خیلی پیچیدهتر از اینه که میگم!
اما:
دوره طلایی دفاع مقدس بعنوان تجلیگاه معنویت ناب اسلامی « به هر حال در تاریخ ما یک پدیده حقیقتاً بی نظیر؛ یا اگر احتیاط کنیم بگوییم کم نظیر بود. این پدیده با این همه شکوه و با این همه زیبایی... . ما در این ماجرای هشت ساله یک پیروزی مطلق بدست آوردیم. این پیروزی را با همین ابعاد، با همه خصوصیاتی که در آن وجود دارد، با همه آن هزاران هزار ماجرایی که آن را به وجود آورده است، باید روایت کنیم... . امروز کار عده ای که به میدان جنگ رفتند و در این هشت سال، آن خماسه را آفریدند ـ چه شهدایشان و چه ایثارگرانشان و چه رزمندگانشان ـ دیگر تمام شد. پس از پایان کار آنها کار یک خیل عظیم دیگر آغاز می شود. در همین دوره چقدر شخصیت های برجسته درست شدند. غیر از آن، بعد از پایان جنگ، نوبت این خیل عظیمی است که این دیگر مسئله اش هشت سال نیست، هشتاد سال هم اگر طول بکشد جا دارد» (مقام معظم رهبری؛ دیدار با مدیران و هنرمندان دفاع مقدس؛ 6/7/1379). فرماندهای شهید این حماسه عظیم، رهبرایی بودند که با دستای خالی و با کمترین ابزارای نظامی در واقع در مقابل نه یک کشور عراق که حداقل 32 کشور از سراسر جهان، با تمام قوا وایستادند و جهان را به حیرت واداشتند. اگر الگویی بعنوان الگوی رهبری معنوی در جهان وجود داشته باشد حتماً نمیتواند در رفتار افرادی که حتی معنای معنویت را نمیفهمند تجلی پیدا کنه مگر اینکه معنویت را سرگرمی تلقی کنیم.
به هر یکی از فرماندهای دفاع مقدس که نگاه میکنی، هیبتشون تو رو میگیره! تا بحال تو چشمای همت و زینالدین نگاه کردی! اگه جذبش نشدی چشمات عیب داره!! تا بحال به قیافه حسین خرازی و محمد بروجردی نگاه کردی. اگه نگاه کردی و شونههات پایین نیفتاده خیلی مغروری! اگه صلابت حاج احمد رو تو عکسها دیدی و توی دلت از اینکه همکیش یه همچین آدمی هستی به خودت نبالیدی، راهت رو گم کردی.
ولی اگه جوابت به سئوالای بالا مثبت باشه، بهتر که نگاه کنی میبینی همه این صفات رو همشون دارن، بروز بعضیها بیشتره. زیاد پرحرفی نکنم در واقع « مسئله شهدا مسئله شخص نیست که بگوئیم می خواهیم اشخاص را تجلیل کنیم، نه می خواهیم یک جریان را تحلیل کنیم... بگذارید شهدا رنگ ثابت زندگی مردم شوند، برای آنها کار ماندگار کنید.» (مقام معظم رهبری؛ دیدار با اعضای ستاد کنگره سرداران شهید و شهدای استان های آذربایجان و کرمان و ... ؛ 1375)
خوب حالا رهبری معنوی کیه؟
رهبر معنوی کسی است که در برخورد با موقعیتها بجای مداخله در امور، بصیرت بخشی؛ بجای کنترل، اعتماد؛ بجای اعمال محدودیت، استقلال؛ بجای اقدام، تصویرسازی؛ و بجای مطرح نمودن خود، فروتنی از خود نشان میدهد.
(Korac-Kakabadse, N. (2002); “Spirituality & Leadership Praxis”, Journal of Management Psycology, Vol.17 No.3, pp. 153-164)
باز هم بقیهاش بعداً! دعا کنید زودتر بتونم به حرفهای حسابی برسم
یا علی مدد
سلام
واقعیتش این است که هر کاری شده تقصیر این شهید باقریه!
شنیدید شهید آوینی میگه شهید همت قلعه وجود منو تسخیر کرده، این حسن باقری قلعه وجود منو له کرده. اغراق نمیخوام کنم ولی این یه واقعیته. اگر شما اینطور فکر نمیکنید، حتما به دلیل کم اطلاعی تون از این بنده خداست.
بگذریم ربط سرلشگر پاسدار شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) به رهبری معنوی و پایاننامه چیه؟ یواش یواش میگم. عجله کار شیطونه!